باور کردن اش سخت است، اما به سادگی هم نمی توان نادیده اش گرفت. توطیه های نهان درمرگ قبل از دوم می امسال یا همان صبحِ روز دوم می همه گیر شده است. مثلاً این سایت وهزاران منبع دیگر، ازتاخیر نشر تصویر، مدرک و ثبوت کشتن شدن اُسامه بن لادن توسط آمریکا در دوم  می 2011، شایعات وتوطیه های نشر وپخش می کنند که آدم را اندکی به درنگ وامیدارد.  
برایم درنگ دراین باب نه ازسر پذیرش یا رد این داستان است، بل می پرسم که آیا این همه خبرگزاری ها، دولت ها، افراد، سازمان های جاسوسی وغیرجاسوسی همه مسخره آمریکا است. چرا ما این همه غرق باورها وتیوری های توطیه هستیم. مثلا تاخیر دراعلان مرگ اُسامه ( که گفته می شود درسال 2002 مرده یا کشته شده است)  چه سودِ برای آمریکایی ها داشته اند، اگر بپذیریم که آمریکا سرانجام روزی افغانستان یا منطقه را ترک می کنند. 
برایم مهم است تا بدانم کی ها بیشتر به تیوری توطیه علاقه مند اند، می پذیرند وپخش ونشر اش می کنند. مثلا همین مرگ قبل وبعد ازدوم مِی اُسامه بن لادن. هرچند گفته می شود که مبنای چنین توطیه جامعه آمریکایی است، اما شک جدی دارم که که سرچشمه اصلی آن جامعه آمریکایی یا اروپایی باشد. تیوری توطیه رابطه تنگاتنگ با رژیم های سرکوبگر، مستبد وایدیالوژیک ونیز جامعه های بسته وسانسور شده دارد ( اگر حکم مستحکم فقهی تلقی نشود ) . بگونه مثال همین سایتِ ازش دربالا نام بُردم ( سایتی که منابع گوناگونی را دست چین کرده تا نشان دهد که ماجرای مرگ اُسامه توطیه کلان جهانی امریکا است ) خود یک مجموعه مستقر درپاکستان است. 
این داستان توطیه، به روشنی نشان میدهد که این تیوری بیشتر درپاکستان، ایران، کشورهای خاورمیانه، افغانستان وطالبان مشتری وبازار دارد، جایی که جریان آزاد اطلاعات ، آگاهی ودانش کمتر یا هیچ وجود ندارد. برعکس، اما افراد درجوامع دیگر، بجای توسل به توطیه، اطلاعات منابع مختلف را می بینند، تامل می کنند وسرانجام یکی را می پذیرند.