دو - سه سالی است که بخش بزرگِ از زندگی، وقت وکارم صرف پالیدن وجمع کردن کتاب ازانترنت شده است. نمیدانم چرا حرص و ولع داشتن وذخیره کردن کتاب این قدر وقت مرا می خورد، شاید این یک مرض است، مرض بزرگ ولاعلاج. 

چند روزی است که باید خیلی کارکنم. تمام کارهای پارسال ام را تمام کنم، دوسه مقاله این سمستر را بنویسم و بخش های از پایان نامه ام را سروسامان دهم، اما همین مرض همه چیز را درمن فلج کرده است.

باخودم می گویم خیراس؛ برای تقویه هرچه بیشتر مطالعات تیوریک پایان نامه،  کتابهای جدید وخوبی ازانترنت بگیرم. کتاب ها ومنابعِ زیادی درمورد افغانستان وجود دارد، درحدی که جداً مرا بهت زده کرده است. حیف است این کتاب ها نزد من نباشد، خُب نمیدانم، سرانجام این حرص و ولع و وقت خوری به کجا خواهد انجامید.