ما ، مایی سرشار از تناقض
داشتم ازیک سند کلان ( استراتژی سکتور فرهنگ ، رسانه ها وجوانان ) برای تهیه گزارش یک تحقیق استفاده می کردم که چشمم به این جمله ها درصفحه نخست آن افتاد.
" تا سال 1400 هجری شمسی ( 2020 میلادی ) افغانستان به دستآ ورد های ذیل نایل خواهد آمد :
1- یک کشور دارای نظام سیاسی دموکراتیک به اساس اصول اسلامی وقانون اساسی، برخورداری ازصلح وامنیت داخلی ، روابط صلح آمیز وحسنه با کشورهای همسایه، وبرخورداری از احترام لازم درصحنه بین المللی .
2- یک ملت بُرد بار، یک پارچه وکثرت گرا، پابند ارزشهای اسلامی واهداف والای مشارکت عمومی ، عدالت وتساوی حقوق شهروندی .
3- جامعه مملو از امید وسرشار از رفاه براساس اقتصاد بازار تحت رهبری سکتور خصوصی قوی، مساوات اجتماعی ، وحفظ وپایداری محیط زیست.
بنظر شما، آیا این شعر است ، نثر است ، خیال است ، آرزو است یا .. سرانجام این کلمه ها وجمله ها چه هستند. مادامیکه تصمیم گیرنده ها ودولت مردان یک مملکت، چشم وگوش بسته چنین آرزوهای را بنام قانون وبرنامه وپالیسی درمعرض اجرا می گذارند، بدا به حال ما و می باید چیز های عجیب تر دیگری را انتظار بکشیم . مفاهیم وکلمات ِ که بنظرم تناقض نما آمد، به رنگ سرخ درآوردم . این تناقض ها درواقع همان تناقض وتضاد های فرد فرد ماست که در این سند بازتاب یافته است. شما چه فکر می کنید ؟