یک خاطره
یک
به این قصه گوش دهید. 5 سال پیش رفته بودم ایران. بعداز گرفتن مهر و امضا وجواز ورود به خاک ایران، رفتم تا موتری پیدا کنم وبروم مشهد. جمع ِ از موترهای که آنجا سمند می گویندش ، پشت سر هم قطار شده بودند وهریکی دنبال مسافری می گشت. موتروان ِ که تن چاق داشت مرا با کلمه ی عجیب خطاب کرد وبعد متوجه کارت هویت ِ آویزان روی سینه اش شدم. او گفت " قوما بیا که ده موتر ِ خود ببرم ات "، وقتیکه کمی نزدیک تر رفتم ، دیدم روی کارت اش نوشته است " آقای علی رضا ُالیاتو "، و باحس کنجکاوی وجستجو گری از ماجرای مشاهده کلمه " آلیاتو " سرانجام قصه از هویت وتاریخ مان شروع شد. حدوداً یک ونیم تا دوساعت حسابی قصه کردیم واز میان این قصه ها چیزهای عجیبی شنیدم ، راستش مرا واداشت تا کمی بیشتر بجویم.
دو
امروز از سر کنجکاوی فرهنگ دهخدا را پالیدم که چه معنی برای کلمه " الیاتو " دارد. حاصل اینست: "الیاتو دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در 30 هزارگزی جنوب باختری فریمان و8 هزارگزی باختر مالرو عمومی فریمان به پا قلعه. کوهستانی ومعتدل است. سکنه آن 316 تن شیعه فارسی زبانند. آب آن ازقنات ومحصول آن غلات، بنشن، چغندر وشغل مردم زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ) ".
سه
زادگاهم تمقول نام دارد که یکی از هفت ملا بستی ( قریه ی مرکب از 100- 150 خانه که یک ملا ویک تکیه خانه دارد ) منطقه بنام اُلیاتو است. دریکی از قریه های تمقول ( سرقول ) قلعه کهنه وبزرگی است که حداقل پیش از 150 - 200 سال قدمت دارد. پدر بزرگم می گفت که دراین قلعه 20 خانه وار زندگی می کرده که این 20 خانوار 21 دنبوره داشته اند. می گفت که دنبوره اضافی مال مهمان احتمالی این قلعه بوده. این خانواده ها سرانجام در زمان عبدالرحمن خان، محیط را نا مناسب دیده وازین محل شب هنگام می کوچند یا می گریزند . بنا به گفته ی پدر بزرگ ام ، این 20 خانوار از مسیر کوتل هاشم می روند که هاشم کلان ومتنفذ این خانواده ها بوده و کوتل محل عبور آنها بعدها بنام هاشم مسما شده است . از آن زمان تا حال هیچ رد ونشان از آنها پیدا نیست. حرف دیگری (بر مبنای گفته ی پدر بزرگ ام ) اینست که در قریه ما " دهِ " ، البته از هم تباران خودما چهارده خانه زندگی می کرده که حال صرفاً 3 خانه باقی مانده ایم وبقیه شاید 100 سال قبل بجایی نامعلومی بسوی هرات ، مشهد ویا شالکوت ( کویته امروزی ) کوچیده اند. یکی از ین افراد بعدها در پیلتن ( مجموعه وگروهی درقطعات نظامی ) هند بریتانوی آدم خیلی معروفی میشه که خیابان معروفی را ( حیدر رود ) بنام آن مسمی می کنند . فراموش نکنید که نام های محلی چقدر ترکی - مغولی اند.
چهار
حین گفتگو با آقای علی رضا الیاتو ، چیزهای عجیب دستگیرم شد. او حکایت مشابهی از عمه اش داشت که گفته بود ما از منطقه بنام الیاتو از ولایت غزنه خراسان بودیم، سال ها قبل بنا به دشواری وسختی شرایط به این جا کوچیده ایم ، همین است که من تخلص ام را الیاتو انتخاب کرده ام. اگر شما قصه های مشابهی دارید، امید که آنها را بی دریغ با من درمیان بگذارید.
قصه های مشابه دیگر :