اُسامه بن لادن کشته شد، اما آیا خوشحالی ما مدت زیادی دوام می کند یا همین یکی دوروز درگرما گرم رفتن یک قاتل . اُسامه یک جنایت کار بی مثال بود، او جنون کشتن وویران کردن داشت، ازهیچ تلاشی درانجام این پلشتی ها دریغ نمی کرد. من، اما شک جدی دارم درختم جنگ  ومنازعه. یک سر ریشه منازعه جاری درکشور ما به زمان های دور می رسد وسر دیگری آن درمناسبات جمعی همین اکنون ما. ظرفیت ها ودینامیک های فرهنگی وسیاسی فراوان برای منازعه دردرون مناسبات ما وجود داشت / دارد، کاری که اُسامه کرد، فعال کردن این دینامیک ها واستفاده ازآنها بود. 

صفحه فیس امروز پُر بود از توضیح ِ توطیه ها ونیم کاسه های زیر کاسه که امروز (صبح) توسط تیم کوچک کماندوهای سی آی اِ دیگرگونه ووارونه شد. ولی گزارش های سی اِن اِن و واشنگتن پوست به وضوح نشان میدهد که نیروهای پاکستانی نقش وحتی اطلاعات چندانی ازین واقعه نداشته ، یا حداقل معامله ی آنچنانی درکار نبوده است .

هرچند داشتن ونداشتن نقش پاکستان درازمیان بُردن اُسامه مهم است، اما مهم تراز آن نقش وبازی پاکستان درمنطقه وجهان است که خیلی ها را برآشفته کرده است. پاکستان به قاعده های رسمی بازی های سیاسی واطلاعاتی عمل نمی کند، بل یک گنگستر تمام عیار ویک دولت غیرمسئول به تمام معنی است.

اُسامه رفت اما نشان داد که او نه یک آزادیخواه، نه یک پیکارجوی مذهبی ، بل ابزاری بود برای اعمال سیاست های نهادهای استخباراتی ورژیم های غیرمسئول. اما با او کاش سرنخی دیده میشد که رژیم های بنیادگرای اسلامی ورژیم های ترور وسرکوبگر نیز یکی یکی به همین زودی ها وبه همین شکل درامه تیک ازمیان می روند.