هوای این روزها گاهی طراوت بهار را پیام میدهد؛ وما نیز منتظریم که بهار زودتر فرا برسد وزودتر اززنجیر سردی وسکوت زمستان رهایی پیدا کنیم. اما نه این طور نیست، آن چنانیکه  دوست دوست داشتنی ام الهام غرجی دروبلاگ اش همین چند دقیقه قبل گفته است، خیلی از آرزو ها دراین جا گم وگور می شوند،  نه جایی برای رفتن ونه جایی برای خندیدن.

همین طور، این روزها وروزهای که دراین دیار زیسته ایم، به خوبی گواه است که ذهن وزندگی ما پیش ازینکه سرشار از شادی وخنده وزندگی باشد، آکنده از وحشت وخون و خشونت است. آدم ها دراین ملک یکی یکی با گلوله وباروت وانتحار نابود می شوند، همه درگیر وحشت ومنتظر مرگ اند، ما شاید یکی از قربانیان انتحار باشیم. حال درچنین وضعیتی، نه درحوالی بهار بودن دل آدم را شاد می کند ونه نشانه های باران. اگر انتحار ومرگ بگذارد، ما پیوسته درحوالی شادی ایم، شاید می زییم وشاد می خندیم. اگر انتحار وخون وخشونت بگذارد مان.