روی کوهی از آتش، آتشی که روانم را می گدازد، هرلحظه ، هرثانیه . نه تاب گفتن ، نه تاب ماندن و نه هیچ  کاری دیگری! حالت چون پوست کندن گوسفند با آب داغ !