به رسم تبریک
ساعت مان بی توجه به قهر وخوشی ما، دقیق وپیوسته قدم می زند، نه خسته می شود و نه هم نا امید. لحظه ها ، روزها وسال ها نیز بی هیچ حرص وآز وطمع و خواست ِ می آیند ومی روند ، حتی منتظر تبریک گفتن من یا شما نیز نمی نشینند یا اصلا ًچنین توقعی ندارند . این ماییم ، من وشما که پیوسته درانتظاریم ، درانتظار آزادی ، درانتظار رهایی ، درانتظار همه چیز حتی یک لبخند ولقمه نانی.
ازچند سال بدینسو، اول هرسال شماری از خواست ها وآرزوهای ام را روی کاغذ فهرست می کردم. آخرین سال میدیدم که چقدر وبه چند تای از آنها رسیده ام. سال 1388 تقریبا به همه آرزوها وحتی آنهاییکه ازچندین سال بدینسو روی یادداشت های قبلی تلنبار شده بودند رسیدم ، این واقعاً مایه خوشی است، همه را به خودم تبریک می گویم.
امسال، ازهمه دوستانی که این یادداشت را می خوانند می خواهم که یادداشتِ از آرزوهای شان بنویسند، بگذارند تا سال بعد وببیند که به چند تا آنها رسیده واگر نرسیده اند، چرا ؟ برای رسیدن به اهداف وآرزوهای خویش، نباید وهیچگاهی یک چیزرا فراموش کنیم وآن سماجت واصرار( یا بعبارتی تقلا وتلاش ) است.
سال جدید را به دوستانم ، به خانم وخانواده ام ( که عید نوروز امسال درجمع شان نیستم ) وبه همه ی وطنداران بیرون ودرون کشورم ازته دل تبریک می گویم. شاد وآباد زی .
حسرت
پنوم پن – کمبودیا