<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ذهن بیگانه </title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 11 Oct 2011 09:51:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>راه سیمین </title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>
&lt;blockquote class=&quot;webkit-indent-blockquote&quot; style=&quot;margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 40px; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; border-color: initial; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; &quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small; &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small; &quot;&gt;ما (  فعالان
وهواخواهان حقوق بشر، جامعه مدنی، دموکراسی وجامعه آزاد وسکولار ) می توانیم دعا
وآرزو کنیم که  روش خشونت پرهیز سیمین
بارکزی، به یک مشق مطلوب وفراگیر سیاسی ومدنی مبدل شود واین امر به مرگ این خانم
فرزانه منجر نشود. همین طور می توانیم 
فریاد بزنیم، سکوت خویش را بشکنیم وکارگزاران سیاست وقدرت را نقد بزنیم ویا
همین طوری به نق نق زدن مان ادامه بدهیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small; &quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;سرانجام چه حاصلی بدست خواهد آمد؟ اگر ( آرزومندم
چنین نشود هرگز ) سیمین بارکزی ازمیان رفت، چه کسی بر می خیزد، برای چه، دربرابر
کی ؟&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small; &quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;بنظر میرسد که اندیشیدن دربرابر این سکوت، سکوت گسترده دربرابر خوب ترین روش
حق خواهی، ترویج خشونت پرهیزی و نمایش رفتار مدنی هنوز مارا ازخود رخداد فراتر
نبرده است. ما عادت کرده ایم شعاع وافق دید ما را از چند ثانیه وسانتی متر آنسوتر نبریم.
ظاهراً گله ازسکوت رسانه ها، جامعه مدنی، وفعالان حقوق بشری هست. بنظرم ما تنها
دربرابر اعتصاب سیمین بارکزی سکوت نکرده ایم، بل سالهاست که &lt;span&gt; &lt;/span&gt;دربرابر جنایت گسترده تاریخی، دربرابر تاریخ خود
ودربرابر ویرانی ، تباهی ومرگ سکوت کرده ایم. برای تحول درزندگی این جهانی همه
ساکت اند، مگر اینکه نشانه وکلیدی از بهشت درمیان باشد تا انتحار کنیم ویکسره
ویران کنیم. سکوت دربرابر مرگ، مرگ که صدها سال درزندگی روزمره مان جاری است،
خصوصیت ویژه ی &lt;span&gt; &lt;/span&gt;روانی ورفتاری مان به حساب
می آید. این ویژگی ؛ حال جز ذات، ذهن ، ضمیر وزندگی مان شده است. این یک فرهنگ
است، فرهنگ مرگ، فرهنگ بهشت گرایی، فرهنگ آخرت گرایی، دین خویی ( این مفهوم را ازفرهیخته
ای به عاریت گرفته ام )، فرهنگ شهادت وانتحار وخشونت .&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small; &quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;سکوت دربرابر جنایت، انتحار ومرگ از یک سو،
ازسویی فریادهای خشین برای حفظ قرآن، دین، دینداران، مسلمانان، نشان گر نبود
جامعه، همبستگی ووفاق اجتماعی، مناسبات اجتماعی ونظم اجتماعی است. ما ازمسلمانان
خاص، ازدسته های خاص دینداران، از حلقه های خاص از افراد متدین ووو حمایت می کنیم،
دفاع می کنیم و درنهایت ازخودی ها دفاع می کنیم. این خودی می تواند طالبان باشند
ویا القاعده وهمزمان این خودی ها می تواند پشتون باشد، هزاره باشد ویا تاجک وازبک،
سرانجام این خودی ها وناخودی ها جامعه را شقه شقه، وپارچه پارچه می کند ونشانی از سوشیال
کاپیتل ( سرمایه ووفاق اجتماعی ) ، نظم اجتماعی وهمبستگی نمی ماند. &lt;span&gt; &lt;/span&gt;همین است که دردیوار &lt;span&gt; &lt;/span&gt;فیس بوک ام نوشته ام؛ ما جامعه نداریم. چیزی که
اکنون می بینیم، دسته های ازاجتماعات یکرنگ قومی، مذهبی، سیاسی، محلی، سمتی وووووو
هست که درسراسر تاریخ این ملک برجان هم افتاده وهیچ جنایتی را ازهم دریغ نورزیده
اند.&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; font-size: small; &quot;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;با نهادن دو نگاه قبلی برروی همدیگر فکر می کنم
که هرجنایتی را دراین سرزمین مکتوم نگهمیدارند. ما ( مایی که قبلا ازش یاد کردم ) ازین
جنایت مبرا نیستیم، ازیک سوی به آن بندیم، ازین رو همه دراین جا آلوده اند. مرگ
کودکان، زنان و مردان غیرمسلح درجنوب و شرق کشور طالب کشی تعبیر می گردد و جز خویشاوندان
هیچ کسی درسوگ این رنج &lt;span&gt; &lt;/span&gt;اشک نمی ریزند. &lt;span&gt; &lt;/span&gt;همین طور، آتش زدن کشتزارها ، خانه ها وباغ های
بی شماری درشمالی وشمال کشور، پیروزی شریعت اسلامی وشادی مومنین اصیل شمرده میشود.
ازمرگ هزاران هزاران انسان اگر درگذریم، کوچ اجباری بخش بزرگ اهالی قدغن وسکونت
اجباری خودی ها را ملت سازی تعریف کنیم، آیا سکوت دربرابر جنایت عبدالرحمن وتمجید
این ددمنشی زیر عنوان دولت سازی وگسترش حاکمیت سیاسی، نمی تواند بی هیچ واسطه ای
مارا دربرابر واقعیت عریان جامعه وتاریخ ما قرار دهد؟ جنایت وخشونت وسکوت دربراین
این دو، ویژگی ذاتی تاریخ سرزمین ما است، ازین رو، من یکی؛ ضمن آرزوی سلامتی برای
خانم سیمین بارکزی، به پایداری روش خشونت پرهیز وی وترتیب اثر این روش درعمل زیاد
باور ندارم. این بدبینی هیچگاهی، خشونت را تجویز نمی کند، بل پرده ازواقعیت ها،
نشانه ها ونظام های رفتاری، اخلاقی وارزشی بر میدارد که جز ذات ووجود ما شده اند.&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;خشونت پرهیزی امر پسندیده ای است، اما قبل ازآن
می باید خشونت امروپدیده محکوم، مذموم وناپسند تلقی شود. این تلقی، می تواند
ودرگام نخست ازرفتارهای فردی مان شروع شود. درنهایت هر رفتار، نظام ، ارزش، دین،
شریعت وتلقی ای فرهنگی وارزشی که خشونت تجویز می کند، نقد ونفی شود. ما انسانها
قادریم با عقل خود، با مغز وتوانایی انسانی خویش اخلاق ، نظام ارزشی، جامعه
ومناسبات اجتماعی را پی ریزی کنیم که درآن خشونت مجال اندک برای ظهور، فعلیت ورشد
داشته باشد. اینست که روش های خشونت پرهیز درفلسفه وبنیاد خویش، نخست رفتارها
وتمرین های نفی خشونت درمناسبات جمعی است، این رفتار وباور میتواند وباید از فرد،
فرد یک جامعه آغاز یابد. اگر خشونت کماکان محبوب، مستدل وفراگیر باشد، روش های
خشونت پرهیز درعمل ودرچنین وضعیتی به خشونت می انجامد. ما نمی توانیم تمرین خشونت
پرهیزی را بدون درک وضعیت ومناسبات جمعی تحلیل وارزشیابی ودرنهایت تجویز ویا رد
کنیم. &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 11 Oct 2011 09:51:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>
&lt;blockquote class=&quot;webkit-indent-blockquote&quot; style=&quot;margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 40px; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; border-color: initial; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; &quot;&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;وقتی که از میوه فروش تشکر می کنم، رفیق ام میگه چرا این حرف ها را می زنی، این که برای سود خودش میوه می فروشد. میگم نه عزیزم، این طوری که شما می فرمایید؛ نیست. این مرد می تواند هزاران کاری سود آوری دیگری انجام دهد. مُلک ما که جای کارهای پرُسود است. مثلا این مرد به راحتی می تواند قمار بزند، دزدی کند، زمین فروشی کند، قاچاق کند، آدم ربایی کند، به فرد ناراض تبدیل شود (انتحار کند مثلاً )، تفنگ بگیرد، راهزنی کند ووووو&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;اینکه آ مده  به من وتو میوه می فروشد، کاری بس ارزنده وقابل ستایش است. &lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;


</description>
<pubDate>Thu, 28 Jul 2011 08:59:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>
&lt;blockquote class=&quot;webkit-indent-blockquote&quot; style=&quot;margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 40px; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; border-color: initial; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; &quot;&gt;&lt;blockquote class=&quot;webkit-indent-blockquote&quot; style=&quot;margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 40px; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; border-color: initial; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; &quot;&gt;&lt;blockquote class=&quot;webkit-indent-blockquote&quot; style=&quot;margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 40px; border-top-style: none; border-right-style: none; border-bottom-style: none; border-left-style: none; border-width: initial; border-color: initial; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; &quot;&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;3&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;


</description>
<pubDate>Wed, 27 Jul 2011 19:42:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>&lt;blockquote align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;blockquote style=&quot;direction: rtl&quot;&gt;
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;ازچند سال بدينسو درجستجو بودم تا كمي كتاب ،مقاله ،تحقيق ووو درمورد طاهر بدخشي پيدا كنم وبخوانم. امروز ازلطف فيس بوك به ابلاغيه ي برخوردم كه درآن مجيب مهرداد (دوست نازنين ام )، نوشته اش درباره&lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://tajikmedia.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=194%3A1390-02-31-08-57-18&amp;catid=40%3A1390-01-02-22-56-31&amp;Itemid=66&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt; بدخشي &lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;را آدرس داده بود. نوشته هاي ازين قبيل غنيمت اند، بي ترديد يك برش ازتاريخ مارا كه البته به ديگرگوني هاي عجيب وغريب منجر شد، همين تاريخ چپ وچپ انديش ها تشكيل مي دهد. اما مي  بينيم  كه اين بخش ازتاريخ كشور ما،‌هنوز هم تاريك وناخوانده باقي مانده و تحقيقي جدي اي درباره اش صورت نگرفته است. ازين رو، نوشته هاي  كه بگونه تحقيقي توليد شده اند، بيشتر روشنگر اند تا چيزهاي كه امروزها درفيس بوك وبرخي وبلاگ ها درمورد مساله كلان ملي وديناميك هاي قومي جنگ و منازعه  طرح وتبيين مي شوند. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;



&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jun 2011 17:41:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; 
تمام  نشانه ها حاكي ازين است كه خشونت اندك اندك پيروز مي شود. من اما هنوز براين باورم كه سياست ورفتار خشين وامر خشونت درنهايت محتوم به شكست است. پس كساني كه بيهوده بر هرچيزي متوسل و از همه چيز گذشته اند تا پيروزي خشونت را جشن بگيرند، بنظرم خيلي ساده دل ونابينا اند. دراين ميان، افغانستان شايد يك استثنا است،‌ ازين رو مي ترسم يك وقت خشونت پيروز شده باشد. &lt;/font&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;از رخداد امروز  ( سربريدن جواد ضحاك )  شوكه شدم وازهر مورد كه هر روز دراين كشور اتفاق مي افتد دچار هراس مي شوم كه مبادا همه، با همه ساز وبرگ كه دارند دودسته تسليم خشونت شوند، خشونت كه درنهايت برهيچ كسي رحم نخواهد كرد. &lt;/font&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 07 Jun 2011 15:56:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> </title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>
&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i52.tinypic.com/29ndl37.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;Image and video hosting by TinyPic&quot; /&gt;&quot;&gt;

&lt;/div&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 31 May 2011 10:30:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهار خشونت </title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;خشونت در جامعه ما بیش ازپیش درونی وهمه گیر شده است.  چه کاری می توان کرد، تا کشوری که درآن چند صبح وشامی نفس می کشیم، جایی برای زیستن شود؟&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 May 2011 09:37:25 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مادر</title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;                                          &lt;strong&gt; روز مادر مبارک باد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;آدمی تنها می تواند درواقعی ترین تجربه ی زندگی اش، کسانی چون مادر، پدر و  روابط  مادری، پدری وفرزندی را درک کند. آدمی چون من، گاهی فقط می تواند ازخواندن یک متن، یک وبلاگ ( همانند این&lt;a href=&quot;http://www.toranjterme.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot; style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt; وبلاگ&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; )، دیدن فیلم وبرخورد با یک تجربه عینی، به یاد مادر بیافتد. جز امروز، هیچ روزی و به هیچ بهانه ای برای مادرم ننوشته ام؛ این مفهوم شاید درحافظه ام هیچ گاهی شکل نگرفته است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;می گویند کمتر ازیک سال ام بوده  است که مادرم را ازدست داده ام. تصاویر بجا مانده ازو، نشان میدهد که تصویر اش را درذهن ندارم؛ هرچه برذهن وخاطره هایم فشار می آورم چیزی شبیه تصویر بجا مانده ازمادر دستگیرم نمی شود. او انسان خیلی خیلی مهربان، انسان یگانه ی بوده است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;اما، اینک ،کمتر از یک سال است که خود پدر شده ام، میدانم که تعلق پدریــ فرزندی ومادریـــ فرزندی ازکدام نوع تعلقات آدمی است. حال میدانم که مادر درچه حدی مرا دوست داشته بوده، وتعلق مادری اش را هنوز، مادامیکه به زیارت مزارش به زادگاه ام می روم، با تکان دادن بوته های سرقبرش نشان می دهد. او سالهای سال است که زیر خروارهای خاک خفته ومن دریغ که با خروارها خاطرات خواسته ونخواسته ،هرروز بیش از پیش، ازمادرم دور شده ام. یادش را بهانه های دیگری تجدید می کند وخاطره اش را گفته های خواهر یا آلبوم عکس های شخصی ام.  اما امروز ممنون بانوی فرزانه&quot; &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.toranjterme.blogfa.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;خانم صحرا کریمی&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; &quot; ام که با نوشته ای زیبا اش، مرا بیاد مادرم انداخت. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 0);&quot;&gt;این روز را به همه مادران مهربان و برای مادر دوم ام تبرک می گویم.&lt;/span&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 23 May 2011 14:47:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخلاق </title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>
&lt;blockquote&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;درجمع ده ها، صدها وشاید هزاران پرسشی که یقه آدم را هرگز &quot; به سادگی البته &quot; یله نمی کند، یکی هم اینست که اخلاق چیست، هنجارهای آن ازچه نوع وقماشی هست. اگر کمی انتزاعی شده باشد، معذورم بدارید. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;خلاصه غرض ام اینست که  آیا این اخلاق همان قرار داد امنیتی جمعی هزاران بنی نوع انسان در این محله ای که زمین می نامندش نیست؟ فکر نمی کنین که درهمان اوایل جست وخیز زدن هایمان دراین سو وآن سو، قرار شده تا چیزی غیررسمی ای درروابط مان ( البته نیاکان هزاران هزاران هزار سال پیش  مان)  عقد کنیم تا شاید ازمجرای تامین آن بتوانیم لحظه ای /کمی آسوده وآرام دراین گوشه وآن گوشه لم دهیم&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;.  وقتی که این &quot; اخلاق &quot; شاخ وبرگ ، حاشیه ومتن وسرانجام هم متولی ومعلم پیدا می کند خیلی خیلی دیگرگونه می شود، وبدتر ازآن وقتی که درونی می شود، بیخی بیخی ................. برای امروز همین بس است ....&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 May 2011 15:20:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://alyatoo.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>
&lt;blockquote&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;مدت است که &quot; &lt;strong&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://haatef1.blogspot.com/&quot;&gt;رهانه&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; &quot;، وبلاگ سخیداد هاتف همان نوشته ای 22 جنوری امسال را نشان میدهد. ازآن روز تاحال حدوداً 100 روز می گذرد، اما نه دلیلی براین غیابت و نه هم خبری تازه ی وجود دارد. امید وارم هرچه زود تر، نوشته ی تازه ای ازهاتف ببینم وبخوانیم. گفتم قبل ازنوشتن نامه به جناب هاتف، یادی ازرهانه کرده باشم اینجا&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;.&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;/blockquote&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 May 2011 14:03:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>alyatoo</dc:creator>
<guid>http://alyatoo.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

